تبليغاتX

آموزش زبان انگلیسی
پنجشنبه سوم مرداد 1387
Capital Letters

در موارد زير بايد از حرف بزرگ (Capital Letter) استفاده کرد:

 

1- اولین حرف هر جمله:

مثال:

This flower is pretty.

The box is heavy.

Do you know him?

It is expensive, but I'll take it.

 

2- ضمیر "I":

مثال:

My parents and I went to a restaurant last night.

When I was born, I had blue eyes.

 

3- اسامی افراد و حیوانات خانگی:

مثال:

David and Maria are friends.

Mr. Miller is our teacher.

John has a pet named Fluff.

 

4- محل های خاص و مشخص (شهر، کشور، ايالت، خیابان، پارک، مدرسه، ...):

مثال:

They live in New York City.

Peter is from England.

The post office is on Main Street.

I go to Farabi School.

 

5- روزهای هفته:

Saturday – Sunday – Monday – Tuesday – Wednesday – Thursday – Friday

 

6- ماه های سال:

مثال:

My birthday is in the month of April.

The first month of the year is January.

 

7- نام روزهای تعطیل و ایام خاص:

I went to a party on Valentine's Day.

Americans eat turkey on Thanksgiving Day.

Children play "trick or treat" on Halloween.

 

نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب
جمعه بیست و هفتم مهر 1386
ضماير انعکاسی (Reflexive Pronouns)

ضمایر انعکاسی نوع خاصی از ضمایر هستند که معمولا در جملاتی استفاده میشوند که فاعل و مفعول آنها یکی است. این ضمایر هیچگاه نقش فاعلی ندارند. هر ضمیر شخصی (یا ضمیر فاعلی)، ضمیر انعکاسی منحصر به فردی دارد:

 

ضمیر انعکاسی (Reflexive Pronoun)

ضمیر شخصی (Personal Pronoun)

Myself

I

Yourself

You

Himself

He

Herself

She

Itself

It

Ourselves

We

Yourselves

You

Themselves

They

 

کاربرد: در موارد زیر از ضمایر انعکاسی استفاده میشود:

 

الف- زمانیکه فاعل جمله و مفعول آن یکی باشند:

 

I hurt myself.

They called themselves "Modern Talking".

John shot himself.

 

ب- به عنوان مفعول غیرمستقیم (مفعولی که بعد از حرف اضافه می آید) و به فاعل برمیگردد:

 

I bought a book for myself.

She did it by herself.

The man was talking to himself.

 

ج- زمانیکه میخواهیم بر انجام کاری توسط کسی تأکید کنیم (بر فاعل جمله تأکید کنیم):

 

I'll do it myself. (No one else will help me).

They ate all the food themselves. (No one else had any.)

 

نکته: زمانیکه ضمیر انعکاسی در "انتهای جمله" و "پس از حرف اضافه by" بیاید، ترکیب ایجادشده به معنی "به تنهایی" خواهد بود.

 

We cleaned the house by ourselves.

 

برای تمرین استفاده از ضمایر انعکاسی، روی لینکهای زیر کلیک کنید.

- تمرین یک

- تمرین دو

 

 

نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب
سه شنبه سوم مهر 1386
افعال بی قاعده (زمان گذشته)
سلام

امیدوارم که حالتون خوب باشه. سال تحصیلی جدید رو به همه شما تبریک (و تسلیت) میگم.

در طول این چند هفته، چندین ایمیل داشتم که دوستان جدولی از افعال بی قاعده مناسب دوره راهنمایی میخواستند.

به همین خاطر جدول زیر رو براتون آماده کردم که کار یادگیری افعال بی قاعده رو تا حد بسیار زیادی آسون میکنه...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
جملات شرطی

سلام. مطلب گرامری اين هفته در مورد جملات شرطی نوع اول و دوم است. اميدوارم که مورد استفاده شما بازديدکننده محترم قرار بگيرد.

 

جملات شرطی (Conditional Sentences)

جملات شرطی به طور کلی از دو بند (clause) تشکيل شده اند:

بند شرطی (If clause)

بند اصلی يا بند نتيجه (Main clause)

ترتيب قرار گرفتن اين بندها ميتواند به دو صورت باشد:

If clause, + Main clause

يا

Main clause + If clause

 

همانطور که مشاهده ميکنيد زمانيکه بند شرطی (If clause) در ابتدای جمله باشد، بين دو بند جمله از کاما (ويرگول) استفاده ميکنيم.

 

جملات شرطی نوع اول (Conditional Sentences Type I)

کاربرد:

جملات شرطی نوع اول به زمان آينده مربوط ميشوند. اگر اتفاق مورد نظر ما در بند شرطی اتفاق بيافتد يا چنين موقعيتی وجود داشته باشد، اتفاقی که در بند نتيجه بيان شده است، اتفاق خواهد افتاد. در واقع، ما مطمئن نيستيم که چنين اتفاقی پيش خواهد آمد يا نه، ولی اين نوع از جملات شرطی نسبتا واقع گرايانه هستند، يعنی احتمال وقوع چنين اتفاقی وجود دارد. به مثال زير توجه کنيد:

If John has the money, he'll buy a Ferrari.

"اگر جان به اندازه کافی پول داشته باشد، يک ماشين فراری ميخرد."

توضيح: کسی که اين جمله را گفته است، جان را خوب ميشناسد و ميداند که جان ماشين فراری را دوست دارد و درآمدش هم بد نيست. پس به محض اينکه پول کافی داشته باشد، يک ماشين فراری خواهد خريد.

 

ساختار زمانی جمله:

if + Simple Present, will-Future

در جملات شرطی نوع اول، در بند شرطی از زمان "حال ساده" و در بند اصلی (نتيجه) از زمان آينده استفاده ميکنيم.

مثال:

If you study hard, you will pass the course.

You will pass the course if you study hard.

 

در بند اصلی معمولا از فعل کمکی will استفاده ميشود. علاوه بر will ميتوان از افعال کمکی زير هم استفاده کرد:

can, may, should

مثال:

If you don't have enough money, I can lend you some.

 

 جملات شرطی نوع دوم (Conditional Sentences Type II)

کاربرد:

جملات شرطی نوع دوم به زمان حال مربوط ميشوند. وضعيتی که در بند شرطی بيان شده است در حال حاضر وجود ندارد. اگر اين وضعيت وجود داشت اتفاقی که در بند نتيجه بيان شده است ميتوانست اتفاق بيافتد. ما واقعا انتظار نداريم که شرايطی که وجود دارد تغيير کند، فقط تصور ميکنيم که اگر اين وضعيت وجود داشت چه اتفاقی ميتوانست بيافتد يا چه کاری ميتوانستيم انجام دهيم. جمله زير را در نظر بگيريد:

If John had the money, he would buy a Ferrari.

"اگر جان به اندازه کافی پول داشت، يک ماشين فراری ميخريد."

توضيح: کسی که اين جمله را گفته است، جان را خوب ميشناسد و ميداند که جان ماشين فراری را دوست دارد ولی درآمدش خوب نيست. جان خيلی دوست داشت ميتوانست يک فراری بخرد ولی به نظر نميرسد که به اين زوديها بتواند آنقدر پول داشته باشد که يک فراری برای خودش بخرد.

 

ساختار زمانی جمله:

if + Simple Past, would

در جملات شرطی نوع دوم، در بند شرطی از زمان "گذشته ساده" و در بند اصلی (نتيجه) از فعل کمکی would استفاده ميکنيم.

مثال:

If I had the money, I would move to a new house.

I would move to a new house if I had the money.

گاهی اوقات در بند اصلی (نتيجه) ميتوان از افعال کمکي زير هم استفاده کرد:

could, might, should

مثال:

If you studied hard, you could pass the course.

 

نکته: در جملات شرطی نوع دوم، معمولا به جای "was" از "were" استفاده ميشود.

I wouldn't help him if I were you.

 

برای تمرين جملات شرطی نوع اول و دوم ميتوانيد از لينکهای زير استفاده کنيد.

تمرينات جملات شرطی نوع اول

تمرينات جملات شرطی نوع دوم

 

نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب
جمعه هفتم اردیبهشت 1386
ضمایر ربطی (Relative Pronouns)

مطلب امروز در مورد ضماير ربطي (Relative Pronouns) است. دانش آموزان سال دوم متوسطه ميتوانند بيشترين استفاده را از اين مطلب ببرند.

 

ضماير ربطي

ضماير ربطي با کلمه اي که قبل از آنها مي آيد در ازتباط هستند و در واقع اطلاعات بيشتري در مورد کلمه قبل از خود ميدهند. در اين حالت، آنها يک گروه اسمي وابسته را به يک مرجع (که همان اسمي باشد که قبل از آنها آمده است) مثصل ميکنند. درنتيجه، ضمير ربطي در گروه اسمي وابسته نقش فاعلي يا مفعولي دارد.

به مثال زير توجه کنيد که در آن ضمير ربطي نقش فاعلي دارد:

(1) The chef studied in Paris. He won the first prize.

(2) The chef who won the first prize studied in Paris.

در جمله شماره (2) کلمه who با کلمه chef در ارتباط است. علاوه بر اين who هم براي  گروه اسمي وابسته و هم براي فعل won نقش فاعلي دارد.

گروه اسمي وابسته: who won the first prize

گروه اسمي مستقل: The chef studied in Paris

 

در مثال زير، ضمير ربطي نقش مفعولي دارد:

(1) This is a house. Jack built this house.

(2) This is the house that Jack built.

در جمله شماره (2) کلمه that يک ضمير ربطي است که به اسم house برميگردد. کلمه that مفعول فعل built هم هست.

گروه اسمي وابسته: that Jack built

گروه اسمي مستقل: This is the house

 

مهمترين ضماير ربطي عبارتند از:

WHO

کاربرد: زمانيکه مرجع ما انسان باشد. اين ضمير ربطي فاعل گروه اسمي وابسته است يعني اينکه جانشين کننده کار شده است.

مثال:

Jack is the boy who kissed Jenny.

 

WHOM

کاربرد: زمانيکه مرجع ما انسان باشد. اين ضمير ربطي مفعول گروه اسمي وابسته است، يعني اينکه کار بر آن واقع شده است.

مثال:

The man whom he most admires will be here tonight.

 

WHICH

کاربرد: زمانيکه مرجع ما غيرانسان باشد، يعني به مکان، شيء يا عقايد و آرا اشاره ميکنيم.

مثال:

This is the house which Jack built last year.

 

THAT

کاربرد: ضمير ربطي that ميتواند جايگزين ضميرهاي ربطي بالا شود (چه انسان، چه غيرانسان).

مثال:

Jack is the boy that kissed Jenny.

 

 

WHOSE

کاربرد: زمانيکه ضمير ربطي ما اشاره به مالکيت چيزي داشته باشد، يعني مرجع ضمير مالک چيز يا کسي در گروه اسمي وابسته باشد.

مثال:

Jack is the boy whose friend built my house.

 

 

نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386
حرف تعریف the (قسمت دوم)

در موارد زير نبايد از حرف تعريف the استفاده شود:

1- زمانيکه يک کلمه يا اصطلاح را در معناي عام آن به کار مي بريم.

مثال:

a) Inflation is rising.

b) People are worried about rising crime.

در مثالهاي فوق کلمه Inflation (تورم) و People (مردم) در معناي عام خود به کار رفته اند. ترجمه جملات به فارسي به اين ترتيب خواهد بود:

الف) تورم در حال افزايش است.

ب) مردم (عموم مردم) نگران افزايش جرم هستند.

 

2- پيش از نام رشته هاي ورزشي.

مثال:

My son plays soccer.

Tennis is expensive.

 

3- پيش از اسامي غيرقابل شمارش زمانيکه در معناي عام خود به کار رفته باشند.

مثال:

Information is important to any organization.

- اطلاعات براي هر موسسه اي اهميت دارد. (هر گونه اطلاعاتي)

Coffee is bad for you.

- قهوه براي شما خوب نيست. (هر نوع قهوه اي)

 

4- قبل از اسامي شهرها و کشورها. (مگر اينکه از چند ناحيه يا ايالت تشکيل شده باشند يا اينکه در نام آنها کلماتي مثل states، kingdom، republic، يا union وجود داشته باشد.)

مثال:

Italy, Mexico, Iran, EnglandTehran, Tokyo, Paris, Moscow

The United States, The UK (United Kingdom), The Irish Republic

The Netherlands, The Philippines, The British Isles

 

 

5- قبل از تمامي ضميرها و همينطور ضماير و اسامي اشاره.

مثال:

He is my only brother.

This hotel will be open next week.

These are the old classrooms.

 

6- پيش از نام روزها، ماه ها، و سالها.

مثال:

- I go to English class on Mondays and Wednesdays.

- He was born in April.

- The First World War began in 1914.

 

7- معمولا (نه هميشه) قبل از کلمات زير از the استفاده نميشود:

home, town, church, hospital, prison, school, work, sea

مثال:

He's on his way to work.

We were in town last Saturday.

We go to school to study.

I arrived home before midnight.

نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
گرامر: حرف تعريف the

چه زماني از the استفاده کنيم؟

1- زمانيکه مي دانيم فرد شنونده ميداند يا ميتواند بفهمد ما در مورد چه چيز يا چه کسي صحبت ميکنيم.

مثال:

"The apple you ate was rotten."

"Did you lock the car?"

 

2- زمانيکه در مورد چيزي صحبت ميکنيم که قبلا در باره آن صحبت کرده ايم.

مثال:

"She's got two children: a girl and a boy. The girl's eight and the boy's nine."

 

3- زمانيکه در مورد نقاط جغرافيايي خاص صحبت ميکنيم، از the استفاده ميکنيم.

مثال:

"the North Pole", "the equator"

 

4- قبل از نام رودخانه ها، درياها و اقيانوسها از the استفاده ميکنيم.

مثال:

"the Nile", "the Pacific", "the English channel"

 

5- از the قبل از اسامي مشخصي که ميدانيم تنها يک نمونه از آنها وجود دارد استفاده ميکنيم.

مثال:

"the rain", "the sun", "the earth", "the White House"

 

6- قبل از صفات عالي هميشه از the استفاده ميکنيم.

مثال:

"the best", "the tallest", "the most beautiful"

 

7- پيش از اعداد ترتيبي از the استفاده ميکنيم.

مثال:

"the fifth lesson", "the ninth day", "the third chapter"

 

8- حرف تعريف the پيش از اسامي معني و جراندهايي که بعد از آنها "of" آمده باشد، مورد استفاده قرار ميگيرد. (جراند کلمه اي است که نقش اسمي دارد و به ing ختم ميشود. در دستور زبان فارسي به آن مصدر فعلي گفته ميشود.)

مثال:

"The pronunciation of that word is very difficult."

(کلمه pronunciation يک اسم معنا است)

"The instructing of young children is difficult."

(کلمه instructing يک جراند يا مصدر فعلي است)

 

9- قبل از اسامي کشورها و مناطق جغرافيايي که جمع هستند از the استفاده ميکنيم.

مثال:

"the United States", "the Philippines", "the Alps"

 

10- پيش از اسامي کتابخانه ها، موزه ها، و هتل ها از the استفاده ميکنيم.

مثال:

"the Forty-Second Street Library", "the Louvre", "the Statler Hotel"

 

11- پيش از بعضي از قسمتهاي روز از حرف تعريف the استفاده ميشود.

مثال:

"in the morning", "in the afternoon", "in the evening"

نکته: حرف تعريف the تنها قبل از اين بخشهاي روز استفاده ميشود. براي کلماتي مثل night يا midnight يا noon از the استفاده نميکنيم.

"at noon", "at night", "at midnight"

 

12- بعد از فعل play زمانيکه معني "نواختن" داشته باشد. يعني همراه با يک آلت موسيقي آمده باشد.

مثال:

"play the piano", "play the violin", "play the guitar"

نوشته شده توسط امیرحسین فرجادنسب | | لينک به اين مطلب